جزء از کل

استیو تولتز / پیمان خاکسار / نشر چشمه

از {{model.count}}
580,000
493,000 تومان
15%
محصول مورد نظر موجود نمی‌باشد.
تعداد
نوع
  • {{value}}
موجودی: {{ (1 > 2147483646) ? "نامحدود" : (model.stock || 1) }} عدد
کمی صبر کنید...

جسپر دین، بیشتر عمرش نمی توانست تصمیم بگیرد چه رفتاری با پدر خود که مبتلا به بیماری پارانویا بود، داشته باشد؛ برای او دلسوزی کند، از او متنفر باشد، به او عشق بورزد یا حتی او را بکشد. مارتین، پدر جسپر، مردی بود که همه چیز را بیش از حد تجزیه و تحلیل می کرد و هوش و ذکاوت خودساخته اش را به تنها پسرش تحمیل کرده بود. اما حالا که مارتین مرده است، جسپر می تواند به طور کامل به کاوش در زندگی دیوانه ای که او را در اسارت فکری بزرگ کرده بود، بپردازد. جسپر هنگامی که اتفاقات منجر به مرگ پدرش را در کنار هم قرار می دهد، کودکی سرشار از اتفاقات عجیب و شوکه کننده ی خود را بازمی یابد: درباره ی عموی بدنام و یاغی اش، مادری اروپایی که به شکل مرموزی همیشه مفقود بوده است و تلاش نافرجام مارتین در اینکه اثری جاودان از خود در این دنیا باقی بگذارد، دنیایی که همیشه به چشم حقارت و خواری به آن نگاه کرده بود.

مولف
استیو تولتز
مترجم
پیمان خاکسار
ناشر
چشمه
موضوع
داستان استرالیایی
شابک
9786002295002
تعداد صفحه
659 صفحه
قطع و جلد
رقعی جلد سخت
سال و نوبت چاپ
1403 || چاپ هشتاد و نهم
زبان کتاب
فارسی

رمان جزء از کل، داستانی است که این شخصیت ها را از دشت های وحشی استرالیا به کافه های نامتعارف پاریس می کشاند، از جنگلی در تایلند به باشگاه های شبانه، پناهگاه ها، هزارتو ها و مخفی گاه های خلافکاران، و از بلندی های اولین عشق تا پستی های آرزویی بی ثمر. نتیجه ی چنین ماجراهایی، یک سفر طوفانی و هیجان انگیز از گمنامی به سوی رسوایی و داستان به یادماندنی و تکان دهنده ی پدر و پسری است که تقارن و شباهت روحی و فکری شان، بر همه ی کمبود ها و کاستی های پرتعداد آن ها، توفق و برتری می یابد.

قسمت هایی از کتاب جزء از کل

اگر کائنات تصمیم بگیرد درسی دردناک به ما انسان ها بدهد، که البته این درس هم به هیچ درد زندگی آینده مان نخورد، مثل روز روشن است که ورزشکار باید پایش را از دست بدهد، فیلسوف عقلش، نقاش چشمش، آهنگساز گوشش و آشپز زبانش را. درس من؟ من آزادی ام را از دست دادم و اسیر زندانی عجیب شدم.

 گاهی اوقات فکر می کنم که انسان، حیوانی است که برای زندگی خود به آب یا غذا نیاز ندارد. همین که شایعه ای برای نقل کردن و شنیدن داشته باشد، برایش کافی است.

 وقتی خیلی تلاش می کنی کسی را فراموش کنی، خود همین تلاش کردن به یک خاطره ی فراموش ناپذیر تبدیل می شود. حالا باید بکوشی تا این فراموش کردن را فراموش کنی و این چنین، یک خاطره ی فراموش نشدنی دیگر هم ایجاد می شود.

دیدگاه خود را بنویسید

  • {{value}}
این دیدگاه به عنوان پاسخ شما به دیدگاهی دیگر ارسال خواهد شد. برای صرف نظر از ارسال این پاسخ، بر روی گزینه‌ی انصراف کلیک کنید.
دیدگاه خود را بنویسید.
کمی صبر کنید...

محصولات مرتبط