سوروسات در سوراخ موش

خوان پابلو ویلالوبوس / محمدرضا فرزاد / نشر چشمه

از {{model.count}}
165,000
124,000 تومان
25%
محصول مورد نظر موجود نمی‌باشد.
تعداد
نوع
  • {{value}}
موجودی: {{ (1 > 2147483646) ? "نامحدود" : (model.stock || 1) }} عدد
کمی صبر کنید...
مولف
خوان پابلو ویلالوبوس
مترجم
محمدرضا فرزاد
ناشر
چشمه
موضوع
داستان های اسپانیایی - آمریکایی
شابک
9786220106920
تعداد صفحه
108 صفحه
قطع و جلد
پالتویی شومیز
سال و نوبت چاپ
1404 || چاپ ششم
زبان کتاب
فارسی

رمانی تند و طنزآمیز از نویسنده مکزیکی خوان پابلو ویلالوبوس است. این اثر که نخستین بار در سال ۲۰۱۰ منتشر شد، دیدگاهی منحصربه‌فرد و تکان‌دهنده از دنیای کارتل‌های مواد مخدر ارائه می‌دهد، آن هم از دریچه نگاه معصومانه اما نگران‌کننده‌ی یک کودک. ویلالوبوس، با نثری تیزبینانه و سرشار از طنز، روایتی خلق می‌کند که پوچی و تراژدی را در هم می‌آمیزد و تناقض‌های سورئال میان خشونت، امتیاز و معصومیت را در مکزیک معاصر آشکار می‌سازد. این رمان، هم به مثابه‌ی کاوشی در ماهیت ادراک است و هم نقدی بر قدرت. داستان از دیدگاه توچتلی، پسر نوجوان یک قاچاقچی مواد مخدر روایت می‌شود و تصویری صمیمی و دلهره‌آور از زندگی‌ای ترسیم می‌کند که بر پایه‌ی ثروت، انزوا و خشونت بی‌حد‌و‌مرز شکل گرفته است.
توچتلی، که نامش در زبان ناهواتل به معنای «خرگوش» است، در عمارتی مجلل و دژمانند به همراه پدرش، یولکاوت-یک سلطان قدرتمند و هراس‌انگیز مواد مخدر-زندگی می‌کند. دنیای توچتلی، با وجود اسراف بی‌حدوحصر، عجیب و محدود است؛ روزهایش با معلمان خصوصی، حیوانات کمیاب و واژگان پیچیده‌ای که به دایره‌ی لغاتش اضافه می‌شود، سپری می‌شود. او شیفته‌ی یادگیری موضوعات غیرمعمول است-از سامورایی‌ها و گیوتین گرفته تا مهم‌ترین وسواسش: اسب آبی کوتوله‌ی لیبریایی که مشتاقانه آرزوی داشتنش را دارد. اما در پس این دلبستگی‌های کودکانه، واقعیتی تلخ نهفته است. دنیای توچتلی مملو از افراد مسلح، افراد ناپدیدشده و زمزمه‌هایی درباره‌ی خیانت است. جذابیت رمان در تضاد میان مشاهدات معصومانه‌ی او و حقیقت بی‌رحمانه‌ای است که یا هنوز درک نکرده، یا شاید ترجیح می‌دهد نادیده بگیرد. درحالی‌که پدرش تمام خواسته‌هایش را برآورده می‌کند، او به‌آرامی منطق قدرت و خشونت را می‌آموزد و زبان فساد و سلطه را تقلید می‌کند-به شکلی که هم کمیک است و هم عمیقا آزاردهنده.
یکی از موضوعات اصلی این کتاب، "تباهی معصومیت در سایه‌ی قدرت" است. کنجکاوی کودکانه‌ی توچتلی نسبت به جهان، از دریچه‌ی امپراتوری جنایتکارانه‌ی پدرش شکل می‌گیرد و درک او از اخلاق را مخدوش می‌سازد. او خشونت را نه از سر ترس، بلکه به‌عنوان بخشی از زندگی روزمره می‌آموزد و آن را امری عادی و حتی بدیهی تلقی می‌کند. "انزوا و کنترل" نیز موضوعی محوری در داستان است. علی‌رغم ثروتی که در اختیار دارد، توچتلی عملا در دنیایی محبوس شده که پدرش به‌دقت آن را طراحی کرده است-جهانی که در آن، اطلاعات سانسور می‌شود و واقعیت دستکاری می‌گردد. تجربه‌ی محدود او از دنیای بیرون، او را به راوی‌ای غیرقابل‌اعتماد تبدیل می‌کند و این پرسش را مطرح می‌سازد که چه میزان از آنچه بیان می‌کند را واقعا درک کرده و چه بخشی از آن عامدانه از او پنهان شده است.
"نفوذ به لانه خرگوش" اثری فوق‌العاده نگران‌کننده است که تأثیر آن تا مدت‌ها پس از خواندنش باقی می‌ماند. ویلالوبوس با استفاده از صدای توچتلی، روایتی خلق می‌کند که درعین‌حال کمیک و هولناک است و پیامدهای روانی رشد در دنیایی را به نمایش می‌گذارد که قدرت، واقعیت را شکل می‌دهد. این رمان، با تلفیق استادانه‌ی طنز و عمق روان‌شناختی، نقدی گزنده بر خشونت و اثرات پنهان آن بر ذهن انسان-به‌ویژه ذهن یک کودک-ارائه می‌دهد.

دیدگاه خود را بنویسید

  • {{value}}
این دیدگاه به عنوان پاسخ شما به دیدگاهی دیگر ارسال خواهد شد. برای صرف نظر از ارسال این پاسخ، بر روی گزینه‌ی انصراف کلیک کنید.
دیدگاه خود را بنویسید.
کمی صبر کنید...

محصولات مرتبط