سینگورینگ

علی خدایی / چشمه

از {{model.count}}
240,000
180,000 تومان
25%
محصول مورد نظر موجود نمی‌باشد.
تعداد
نوع
  • {{value}}
موجودی: {{ (1 > 2147483646) ? "نامحدود" : (model.stock || 1) }} عدد
کمی صبر کنید...
مولف
علی خدایی
ناشر
چشمه
موضوع
داستان فارسی
شابک
9786220112358
تعداد صفحه
160 صفحه
قطع و جلد
رقعی شمیز
سال و نوبت چاپ
1404 || چاپ دوم
زبان کتاب
فارسی

«سینگورینگ» مجموعه‌ای از خاطرات و نوستالژی‌های دوران کودکی و نوجوانی علی خدایی از سال‌های زندگی‌اش در تهران و اصفهان است. این کتاب دردسته‌ی ناداستان قرار می‌گیرد، هرچند نوع نگاه و زبان و ساختار این روایت‌ها به‌گونه‌ای است که به داستان نزدیک هستند. نام کتاب خوانند‌ه را به دهه‌ی نوستالژیک پنجاه می‌برد؛ «سینگورینگ» ‌نوعی رادیوی حلزونی بود که کمپانی ناسیونال اوایل دهه ۵۰ آن را به بازار آورد. آن سال‌ها این شرکت یک مسابقه تبلیغاتی برگزار می‌کرد که در آن آهنگی پخش می‌شد و به پنج نفر که نام آهنگ را ‌درست حدس می‌زدند، رادیوی سینگورینگ اهدا می‌کرد.
این ناداستان‌ها روایتی غیرخطی دارند و راوی از زمان حال به گذشته می‌رود و با این رفت و برگشت‌ها به نوعی تغییرات و اتفاقاتی را که در این میان رخ داده، پیش چشم خواننده می‌گذارد. بازگشت به گذشته‌ی ازدست‌رفته، بار نوستالژیکی دارد که اعماق وجود خواننده را قلقلک می‌دهد. این ساختار غبرخطی البته ساختار این متن‌ها را به داستان‌های مدرن نزدیک کرده است. بخش مهمی از این روایت‌ها در اصفهان می‌گذرد؛‌ شهری که در آثار خدایی همچون یک شخصیت حضوری پررنگ دارد. روایت‌ها به نوعی حکایت اصفهانی شدن علی خدایی نیز هست، روندی که با کتابی از جمال‌زاده آغاز می‌شود. شهر تهران نیز در برخی روایت‌ها حضوری پررنگ دارد و با خاطرات‌جمعی و نوستالژی‌های مردم تهران پیوند دارد، هرچند برخی از روایت‌ها، مانند «آهنگ‌های تلویزیون»، «فیلم‌فارسی» یا «جاده شمال» تکه‌هایی از حافظه‌ی تاریخی همه‌ی ایرانیان است.
پرداخت جزئی‌نگرانه‌ی خدایی در توصیف‌ها، به گونه‌ای است که خواننده خودش را در دل وقایع می‌بیند. توصیف مگنت‌های یخچال، دیدار با بیماران در بیمارستان و مراسم پخت دوشبره از بخش‌هایی است که با جزییات فراوان روایت می‌شوند. توصیف جزییات مکان‌های ویژه شهر اصفهان در همه‌ی نوشت‌های علی خدایی زنده و درخشان است. توصیف چهارباغ در این کتاب نیز از این دست است. «وقتی چهارباغ هنوز چهارباغ دوران جوانی و میان‌سالی من است، هنوز تاکسی‌ها آبی‌اند، هنوز مغازه‌هایش بوی قبل‌ترها را می‌دهند؛ دهه شصت. ساندویچ‌فروشی‌های چهارباغ ساندویچ کوکوسبزی، سیب‌زمینی، مغز، الویه، تخم‌مرغ، کتلت، سوسیس و کالباس مارتادلا دارند. روی میز نمک‌پاش و فلفل‌دان است. سوراخ نمک‌پاش یکی‌درمیان گرفته است، فلفل هم قرمز است نه سیاه. سس گوجه‌فرنگی هم خرسی است که پر از سس و رب است. همبرگر هم است.»
«سینگورینگ» روایتی نوستالژیک از شهر و زمانه‌ای است که دیگر خاطره شده و برای علاقمندان آثار علی خدایی، خواندنی و خاطره‌انگیز است.

دیدگاه خود را بنویسید

  • {{value}}
این دیدگاه به عنوان پاسخ شما به دیدگاهی دیگر ارسال خواهد شد. برای صرف نظر از ارسال این پاسخ، بر روی گزینه‌ی انصراف کلیک کنید.
دیدگاه خود را بنویسید.
کمی صبر کنید...

محصولات مرتبط